رسیدن به رشد پایدار کشاورزی از جمله مسائل اساسی است که دولتها و کشورهای با درآمد پایین و متوسط با آن مواجه می باشند. ابعاد چنین رشدی شامل دستیابی به امنیت غذایی، افزایش درآمدها در مناطق روستایی، خرم شدن هرچه عرصه غذایی کافی و توجه به نقش کششی که بخش کشاورزی می تواند در توسعه فراگیر اجتماعی داشته باشد، می باشد. در این روند، بخش کشاورزی به جهت تأثیرگذاری که می تواند در زمینه رفع چالشهای اقتصادی اجتماعی (امنیت غذایی، امنیت غذایی، ایجاد اشتغال، توسعه پایدار و حفظ محیط زیست) داشته باشد از جایگاه محوری برخوردار بوده و صورت استراتژیک جهانی برای جدید در کشورهای در حال توسعه را می سازد.
دسترسی آسان و سریع به منابع مالی، یکی از ابزارهای پیش نیازهای سرمایه گذاری و توسعه بخش کشاورزی است. در اغلب کشورهای در حال توسعه، این امر به دلیل عدم توازن مالی، عدم برخورداری از فناوری های نوین، پایین بودن بهره وری نیروی کار و منابع طبیعی در کشورهای در حال توسعه، تعداد زیادی از خانوارهای فعال در آفریقا و آسیا را فقیر نگه داشته است. با وجود گستردگی بخش کشاورزی در جهان، سهم این بخش در تولید ناخالص داخلی (GDP)، در کشورهای در حال توسعه در سطح پایین تری قرار دارد. علی رغم وجود پتانسیل های قوی در کشورهای در حال توسعه در زمینه تولید مواد غذایی و الیاف، این بخش هنوز در اقتصاد ملی کشورها نقش عمده ای ایفا می کند و از این رو، افزایش سرمایه گذاری در این بخش می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در فرآیند توسعه اقتصادی و کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه باشد. در این میان، تنوع در فرآوانی، زمان رشد، وضعیت فیزیکی از جمله به دلیل کمبود آب و تغییرات اقلیمی، از مهمترین عواملی هستند که تهدید جدی برای تولید پایدار محصولات کشاورزی به شمار می روند. مدیریت مزرعه، شامل بهینه سازی عملیات زراعی از قبیل تاریخ کاشت، تراکم بوته، آرایش کاشت و غیره می باشد. بنابراین، افزایش عملکرد در واحد سطح می تواند به عنوان یک راهکار موثر در جهت تأمین امنیت غذایی و کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه باشد.

دیدگاهها